بلندگو و میکروفون

چندتا آدم بی کار

ســـــــــــــــلام

چرا انقدر کامنت میذارید دیگه بالا نمیاد الانه که بترکه!!بلاخره ما هم به جمع دوستان بازگشتیم مگه این کارودانشگاه برای ما وقتی گذاشته  مخصوصا" که تازگی ها مادر ماو خالمون تصمیم گرفتن مارو زن بدن خجالت

-امیر تو نمیخوای زن بگیری؟

چرا ؟همین فردا میرم میگیرم به نظرت بازار رضا داره؟شیطان

-مامان خودتو لوس نکن دختر خالت  خوبه ؟

آره.سیبیلاش اندازه ی چنگیزه!!سبز

-خب  تو به این کارا کار نداشته باش.

خب مادرمن به چیش کار داشته باشم ؟سوال

-خب بیا بریم دختر دایی تو بگیریم

مائده رو میگی مادرم اون که 7 سالهشه؟؟؟؟متفکر

-نه اون یکی داییتو میگم .سیمین اون که نه سیبیل داره  نه هیچی

آره هیچی نداره .20 بار عمل جراحی کرده هیچی ازش نمونده  مادر من بی خیال من شو !!!!!!!!!!!قهر

فاطمه (خواهرکوچیکیه):مامان تو که دخترای فامیله خودتو گفتی ؟ مال بابا مونده دخترای عمه خوبن ؟

من:اصلا به تو چه ؟دل شکسته

مامان:آره اونا بلد نیستن کار خونه کنن یه غذا بلد نیستن !بچه ام لاغر میشه !!!!!!!!!!!!!!!!!

فاطمه :وامامان مگه دخترخودت بلده ؟ستاره بلد نیست یه چایی بریزه؟که دفعه ی آخر سماور آتیش گرفتقهقهه

اینا تا منو زن ندن ول کن نیستن .شما دعاکنین یکی باشه خوشگل باشه ماشین مدل بالا داشته باشه آشپزیش خوب باشه سابقه اش خوب باشه .دلقک

در هر حال اگه نظر بدی جونت در نمیاد  اگه برای رضای خدا اومدی کامنت بذاری اگه صفحه تکون نخورد از کیبرد استفاده کن....نیشخند

خدا حافظبای بای

 

 

نوشته شده در جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۸ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ توسط تپلی ونینگولو نظرات () |

من در هر نوروز مرغی می شوم متفکر

و روی شاخه ی درخت می نشینم خمیازه

در هر نوروز لبم ، کودیکی می شود و دلقک

مثل بوسه ای روی دست پدرم می نشیند خجالت

نوروزهای آینده یکی از دیگری بهتر خواهند بود .

چشمم را می بندم ... نوروز های نردبانم را بالامی روم و در یکی از نوروز های آینده بادبادکم را برمی دارم و

به دشت روبه خانه مان میدوم

و هر چه می دوم از این سر به آن سرش نمی رسم این همان دیاری ست که هر شب عید

دشت ، کوه ، و باغ و بیابانش

با آتش چهارشنبه سور ی چراغان می شود Embarassed

 

سلام عیدتون مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید  سالی پر از همه چیز خوب  امیدوارم توی این سال به همه ی آرزو هاتنو برسید مارو هم از دعای خیرتون محروم نکنید ما توی خانواده مون کنکوری داریم  به هر حال اگه دعا کردید که هیچ واگر نکردید الهی بترکید بمیرید به همین سادگی

عیدتون مبارک قلب

نوشته شده در شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ توسط تپلی ونینگولو نظرات () |

٨مهر  ٩صبحخواب

داداش .امیر هی_  پاشو  دارن زنگ میزنن  چرا نمیری درو باز کنی ؟

روتو برم من باید برم درو باز کنم (...)پاشو برو درو باز کن 

کی بود ؟

نمی دونم ؟میگه باتو کارداره چند لحظه بیای دم در.

من چی میگفت ؟

بله بفرمایین ؟

ببخشید میشه  چند لحظه بیاین پایین .

برای چی بگو چی کار داری ؟

شما چند لحظه بیاین پایین امر خیره؟

ااا کدوم خیر  کدوم مون هان یه لحظه واستا

فاطمه ؟کجایی؟

هان !

هانو زهر مار . مامان این چند روز نرفته این درو همسایه  دنبال دختر بای من

اه اه چه خودتو تحویل می گیری  شاید با یکی دیگه کار دارن  می خوای من برم ؟

آره راست میگی تو بری بهتره من هنوز امادگی ندارم کلافه

رو تو برم پاش برو یارو شک میکنه

ببین من توی این هفته نه شکست عشقی خوردم  نه مامان رفته پیش پری خانوم ؟ پس چی شده ؟اوه

آفرین پسر خوب برو دم در  شاید ستاره رو آدم تحویل گرفتن ؟

بی خود کردن تامن عروسی نکردم ستاره حق ازدواج نداره ؟ابله

حالت خوبه  چی میگی ؟

-آقا چرا نمیای پایین

آقای محترم اصلا" شما کی هستی شخص مورد نظرت کیه بعد من میام پایین وگرنه ما درو به روی هرکسی باز نمی کنیم ؟سوال

هیچی آقا بخیال انگار روزه بهت فشار اورده .خدا صبرت بده

صبر مگه کسی مرده  آقا راستشو بگو !خیال باطل

برو آقا خداحافظ

فاطمه فکر کنم دختر عمه مرده !

وای چرا من همین الان باهاش حرف زدم 

چی می گفتین  ؟ آخه نمی دونم آخه سنش زیاد بود

ببا اون که تازه قد  آدم شده

وا مگه قبلا" چی بود

تو اصلان خوب نیستی من برم بالا  از راحله آمار این آقا ارو بگیرم بیام

مگه آمار گیره !سلام نو بهش برسون از خود راضی

خلاصه با آمارایی که خانوم آمارگیر داد متوجه شدیم زنگ در خونه ی اونا هم به صدا در اومده اصلا یارو با ماکار نداشته  اومد برای پسر مبنا خانوم تحقیق شغلی دل شکسته

خب خلاصه برای خالی نبودن عریضه گفتیم بگیم نظر بدید برای رضای خدا نظر بدید (نمیمیرید)

یا حق

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٧ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ توسط تپلی ونینگولو نظرات () |

چرا انقدر بهمون نظر میدید بسه دیگه کامپیوتر دیگه بالا نمیاد  انقدر تعداد کامنتامون زیاد قرار سفر بعدی ریاست جمهوری به وبلاگ ما باشه یولاز غصه دق کردیم  چی میشه  بیای این جا یه نظر بدی  دل چند تا جوونم شاد میشه ادیس گرفتیموقت تمام

دیگه هر روز کارمون شده تعویض قالب کسی نظر نمیده که  آخرشم گشت ارشاد میاد وبلاگ مارو میبنده شیطانمیگه خلاف مقررات...این طوری دیگه وبلاگ مونم حذف نمیکنیم  تازه این طوری کلاسشم بیشتره

میگن ببین چی توش مینوشته که بستن سوال

عینک

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ توسط تپلی ونینگولو نظرات () |

۱. یقه اولین خواستگار رو بچسبید که شاید تنها شتر بخت شما باشه. خوشمزه

۲. ناز و لفت و لیس رو بذارید کنار. در معرض دید باشید، گذشت اون زمان که می‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم که از آفتاب و از سایه می رنجم نیشخند

۳. سن ازدواج رو بیارین پایین، همون ۱۷ یا ۱۸ خوبه. بالاتر که برین همچین بگی نگی از دهن می‌افتین. ماچ

۴. تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج کنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بکشید.

۵. دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون کنید، یه وقت کتابشو دور گردنتون آویزون نکنید که گردن لطیفتون کج می‌شه

۶. پسر‌های فامیل بهترین و در دسترس‌ترین طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

۷. رو شکل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشکل…!

۸. توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی‌بی عذرا نشست و برخاست کنید، همینا هستن که شادوماد می‌سازن واستون.

۹. یه کم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و کرم شب و روز و ماسک خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و… نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

۱۰. در پوشش دقت کنید، لباس چسب و کوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می کنه، یه پوشش سنگین و اندکی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

۱۱. مهمون که میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی کنید، خلاصه یه چشمه بیاین که بعله ما هم هستیم.

۱۲. سعی کنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد که دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه…

۱۳. تا مامانه و باباهه می‌گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حرکات و سکناتتون این نظر رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید.

۱۴. بلاخره اگه خدای نکرده می‌خواین جزو اون یک میلیون و هفت صد هزار(۰۰۰/۷۰۰/۱) دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملکت دوماد شن، که نمی شن) هر چی دارید، رو کنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم کمالات و هنر مندیاتونه.

۱۵. و اینو بگم که از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی که با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارک خلوت دارید معاشقه می کنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش کار ندارم

۱۶. اگه کسی رو دوسش دارین برین خواستگاریش (نکته:این کار ریسکش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوژه خنده ۱سال فامیلاتون ردیفه)

۱۷. حداقل یه ۲۰۶ داشته باشین که طرف به خاطر ماشین هم که شده بیاد

۱۸. اون یارو که با اسب سفید میادوبی خیال شین

۱۹. و آخرین توصیه اینکه عوض اینکه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل کبک سرتونو زیر برف کنید یه خورده به فکر زندگی آینده‌تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید .

نوشته شده در دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٧ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ توسط تپلی ونینگولو نظرات () |

-چشماشون بیشتر از عقلشون کار می کنه

. 2-تا یه دختر خوشگل می بینن مثل جوجه راه می افتن دنبالش.

 3-چشمک جزو تیک عصبیشونه.

۴-اصولا هفته أی 1 بار شکست عشقی می خورن.

۵اگه یه روز متلک نگن زبونشون میخ در میاره.

-۶دوستت دارم جزو حرفای روز مرشونه.

۷زبان باز ترین و پاچه خوار ترین موجودات روی زمین.

 8-می خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه

۹-به جای پول تو جیباشون شمارس.

۱۰-موهاشون از سه مدل خارج نیست(سیخ-فرق کج-فرق از وسط با موهای از پشت بسته)

۱۱-در تمامی صفت ها حد وسطی ندارن یا خیلی بدن یا خیلی عالی

۱۲-فقط کافیه یه قیافه خیلی خیلی معمولی داشته باشن اونوقت دیگه خد

ا رو بنده نیستن

۱۳-افرادی با اعتماد به نفس بسیار بسیار زیاد حتی از نوع خیلی کریهشون

۱۴-کرم دارن با دخرا کل بندازن

۱۵-مخترع هرنوع تکه کلام و اصطلاح اجق وجق

-۱۶در مواقع عصبانیت بسیار وحشتناک در حدی که شیرای وحشی باغ وحشم به پاشون نمی رسن

۱۷-حتی اگه کثیف ترین کارا رو هم بکنن موقع ازدواج که میشه دنبال دختر نجیب میگردن(یه ذره شرم و حیا هم خوبه!!!!!!!)

 در پایان هم قسمت هایی از صحبت های یک پسرو بخونین: 

عزیزم ! هر کسی غیر من بهت « میگه دوست دارم »باور نکن ! آخه رویا تو تنها کسی هستی که می پرستم . مریم من واقعا واست می میرم . میدونی چیه زهرا ؟ اصلا زندگیم بدون تو فایده نداره ! خدا شاهده سیمین , شب ها از عشقت خواب ندارم . مامانم میگه فکر ناهید دیوونه ات کرده ! هر چی بهش میگم من غیر از سپیده کسی رو نمی خوام باورش نمیشه !تو بگو عاطفه جونم ! باید چیکار کنم؟ (لطفا یکی به ما دخترا بگه چیکار کنیم؟!!)

  ستاره

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٦ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ توسط تپلی ونینگولو نظرات () |

دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش       یعنی که خداوند عزادار حسین است

 

یاحسین 

چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
قصه دل دلکش است و خواندنیست
تا ابد این عشق و این دل ماندنیست
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
مرکز درد است و کانون شرار
شعله ساز و شعله سوز و شعله کار
خفته یک صحرا جنون در چنگ او
یک نیستان ناله در آهنگ او
نغمه را گه زیر و گه بم میکند
خرمنی آتش فراهم میکند
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند

کرده خود را میزبان شعله ها
تا بسوزد در میان شعله ها
عشق اینجا اوج پیدا می کند
قطره اینجا کار دریا می کند
رخصتی تا ترک این هستی کنین
بشکنین این شیشه تا مستی کنین
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
مرکز درد است و کانون شرار
شعله ساز و شعله سوز و شعله کار
خفته یک صحرا جنون در چنگ او
یک نیستان ناله در آهنگ او
نغمه را گه زیر و گه بم میکند
خرمنی آتش فراهم میکند
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند

کرده خود را میزبان شعله ها
تا بسوزد در میان شعله ها
عشق اینجا اوج پیدا می کند
قطره اینجا کار دریا می کند
رخصتی تا ترک این هستی کنین
بشکنین این شیشه تا مستی کنین
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نا دیدنی ها دیدنیست
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش میزند

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ توسط تپلی ونینگولو نظرات () |

اهم اهم  خدا کنکورو  زلیل کنه.

الهی آمین.

نوشته شده در پنجشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٦ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط تپلی ونینگولو نظرات () |

۱. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!!
2.
حالشون ازپسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن!!
3.
اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!
4.
نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!
5.همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)

 

 

                                                                              یا حق

                                                                                                                                  

  

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٦ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط تپلی ونینگولو نظرات () |

چطوری ؟چی کار میکنی ؟نیمدونی ماداشتیم تو دانشگامون حال میکردیم که یه دفعه متوجه تغیراتی در پدرام شدیم هی گیجل میزد  هی سر کلاس  به توی جزوش  زل میزد  آدم فکر میکرد معتاد شده  کراک میکشه اما پس از یک سری تحقیقات متوجه شدم که پاک پاک ....

سه شنبه 7 اسفند ماه

پ:ببین من میخوام یه چیز بهت بگم اما ...ببین من میخوام عروسی کنم .

 .....ببین چی میگی من نمیفهمم ! چی میگی حالت خوبه بیا بشین نهارتو بخور باشه نمی خواد تو پولشو بدی من میدم !!اا بتمرگ دیگه ...

پ: امیر من حالم خوبه  من فقط می خوام باسعادتی جان (مریم خانم)  ازدواج کنم .

-خب بکن به من چه ! هان چی میگ مرگه من یه بار دیگه بگو  ...

من میخوام بامریم ازدواج کنم  به خودشم گفتم  فکر کنم راضی  تازه از خداشم هست الهی من فداش شم    ....

- اه خودتو جمع کن حالم بد شد نه گذاشت  نه برداشت  خب تو که همه ی این کارا رو کردی  به من چه !

خودمم میدونم نمیدونم اصلا" بی خیال  میگم خوشگله نه فقط دماغ شو عمل کرده  اونم خودش حل میشه .

-این که بد نیست تویه دختری رو پیدا کن که دماغشو عمل نکرده باشه (البته هم چین چیزی محاله)

این قضایا تمام شد و

25 اسفند من از اون موقع تا حالا ندیدمش

بچه ها اون پدرامه ها نه چرا خودشه به چه کتوشلواری پوشیده اون کیه چرا انقدر چسبیده به پدرامم که بله!

-نه بابا فکر نیمکنم .

سلام آقایون منو شوهرم* شما رو به صرف شام شیرینی به عروسیمون  دعوت میکنم .

-         اا پدرام پدرسوخته با خودت چی کار کردی چه تیپی زدی کلک نگفته بودی؟

-         آقا کارت تو بردار  برو عروسی تو فروردینه  آدرسه شم هست خب عزیزم بری ما خیلی کار داریم باید بریم پیشه دوستام

-         آرش:واه بیچاره پدرام  اگه زن من این طوری باشه خودمو میکشم...

علی :از علاقته !!!

خداییش عروسیشون خوش گذشت  من  اول هی نشستم خوردم چون از دیشب هیچی نخورده بودم  بیام این جا امیال فرو کوفتمو خالی کنم که کردم بعد پدرامم عین این داماد دای نجیب پیش مادر زنش نشسته بود منم پدرامو بلند کردمو رفتیم وسط اولش ناز کرد اما تا آخرش جو گرفتتش تو ماشینم می رقصید تازه وقتی اومدن دامادو ببرن داشتن منم میبردن هی من می گفتم من داماد نیستم اما کسی باورنمی کرد (خوشتیپی هم دردسره!)

عروسی خوبی بود شامم جوجه وکباب دادن اگه کسی جوجه دوست نداره کباب بخوره اما من دوتاشو خوردم !

امید وارم خوشبخت بشن  منم همین طور      آه

یا حق .

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٦ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ توسط تپلی ونینگولو نظرات () |